محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

798

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عبد الله گفت : « پدرم آمنه دختر وهب را زن من كرد و سه روز پيش وى بماندم . » از زهرى روايت كرده‌اند كه عبد الله بن عبد المطلب زيباترين مردان قريش بود و از زيبايى و نكو منظرى وى با آمنه دختر وهب سخن كردند و گفتند : « زن او مىشوى ؟ » و آمنه دختر وهب زن عبد الله شد كه چون بر وى درآمد پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم را بار گرفت . پس از آن عبد المطلب عبد الله را به مدينه فرستاد كه خرما بيارد و آنجا بمرد و چون آمدن وى دير شد عبد المطلب پسر ديگر خود حارث را به طلب وى فرستاد و معلوم شد كه مرده است . واقدى گويد : اين خطاست ، و سخن مورد اتفاق دربارهء ازدواج عبد الله بن عبد المطلب همانست كه در روايت ام بكر دختر مسور آمده كه عبد المطلب با پسر خويش بيامد و براى خود و پسرش خواستگارى كرد و در يك مجلس زن گرفتند و عبد المطلب ، هاله دختر اهيب بن عبد مناف بن زهره را به زنى گرفت و عبد الله بن عبد المطلب آمنه دختر وهب بن عبد مناف بن زهره را گرفت . گويد : به نزد ما مسلم است و ياران ما در اين نكته اختلاف ندارند كه عبد الله بن عبد المطلب با كاروان قريش از شام مىآمد و بيمار بود و در مدينه فرود آمد و آنجا بماند تا بمرد و در خانهء نابغه و بقولى تابعه در خانهء كوچك به خاك رفت و چون به خانه درآيى گور وى از جانب چپ باشد ، و در اين مطلب اختلاف نيست . و عبد الله پسر عبد المطلب بود نام عبد المطلب شبيه بود و بدين نام خوانده شد از آن رو كه موى سپيد به سر داشت ، و عبد المطلب از آن رو نام يافت كه پدرش هاشم از راه مدينه به تجارت شام مىرفت و